تبليغاتX
Second ثانیه 2
سازمان منطق

 

لامپ کم مصرف ا گر چه توانسته است جای خود را در خانه هایمان باز کند، اما شنیده ها حاکی از آن است که رازی مرموز در روند جایگزینی لامپ کم مصرف با لامپ های پیشین نهفته است؛رازی که اگر همچنان سر به مهر بماند نه تنها نسل ایرانی ،بلکه نسل تمامی انسان ها را با مرگ ونیستی تهدید می کند؛پس بیایید قدری تأمل کنیم.

سالیانی است که تبلیغات لامپ کم مصرف در سطح وسیعی از جامعه انجام می گیرد.در ابتدا هر چند گرانی لامپ های تازه وارد نتوانست در اقبال مردم به خود کاری از پیش ببرد، اما با تدابیری که از سوی برخی دستگاه ها اندیشیده شد این مهمان  تازه وارد توانست لامپ های قدیمی!را بدون خونریزی از معرکه بیرون بیندازد و به عنوان عنصر اصلی روشنایی در منازل شناخته شود.اما  این سوال در ذهن اندیشمندانی که به چرایی پدیده ها با نگاه نقادانه می نگرند هم چنان بی جواب باقی مانده است که مگر لامپ های خودمان چه مشکلی داشتند که به این راحتی عطایشان را به لقایشان بخشیدیم و بدون کنکاش درچرایی روند جایگزینی، به صرف اینکه  در غرب این لامپ ها تحت لیسانس های مهم و معتبر بین المللی امتحان خود را پس داده اند چشم روی  هم گذارده و و شاهد وداع لامپ هایی بودیم که از سالیان دور روشنی بخش خانه و مدرسه و... بوده اند و امتحان خود را به خوبی پس داده اند.

از آنجا که تبلیغات با ایجاد نیاز کاذب در دل مخاطب،او را به تهیه کالای تبلیغاتی وادار می کند، بر اساس همین اصل ،کسانی که پس از آن سالها در صدد ساختمان سازی برآمدند تنها و تنها لامپ کم مصرف را برای خانه های خود برگزیدند و توجیهاتی چون مصرف کم برق و مفید بودن نور این لامپ ها با تبلیغات معکوس لامپ های پیشین ؛چون نور تند و مصرف بالای برق دست به دست هم دادند تا  ریشه لامپ های خودمان را کاملااز خانه ها بکنند و در این امر توفیقات نسبتا بالایی به دست آوردند.اما شنیده ها حاکی از آن است که رازی مرموز در جریان این تغییر نهفته است که ارباب تفکر را به اندیشه وا داشته است. باید گفت هجمه های استعمار، امروز از مرز فرهنگ به معنای متداول فراتر رفته و به موازات تغییر در شیوه ها، استعمارگران در صدد تغییر فرهنگ در همه امور ما از جمله مصرف،پوشش،ساختمان سازی و...هستند و متأسفانه می بینیم که عده ای نا خواسته بازیچه دست آنان قرار گرفته اند و این جریان بدون دخالت و تصمیم گیری  مسولین و صاحب نظران حکومت جمهوری اسلامی بوده است .ما درصددیم با طرح این شنیده ها دست یاری به سوی آگاهان و اندیشنمندان و محققان دراز کنیم تا در صورت تأیید شنیده ها جامعه را از خطر بزرگی که می رود هست ونیست ملت را به یغما ببرد برهانیم؛منتظر یاریتان هستیم.

سوال این است که اصولا لامپ کم مصرف چیست؟ و چه مزیتی بر لامپ های خودمان دارد.اما بشنوید از شنیده ها:

*می گویند نور لامپ کم مصرف باعث ناراحتی های عصبی می شود.

*می گویند نور لامپ کم مصرف موجب سرطان چشم،پوست و خون می شود.

*می گویند اگر در منزلی یک عددلا مپ کم  مصرف شکسته شود به خاطر تأثیرات مخرب گاز آن، باید دربهای ورود و خروج و پنجره ها را گل گرفت و تا ابد کسی نباید وارد ساختمان شود.

*می گویند اگر یک عدد لامپ کم مصرف به صورت سالم زیر خاک دفن شود،تأثیرات مخرب زیستی  آن پس از 10سال بر محیط سایه می افکند.

*می گویند که لامپ های کم مصرف باید به همراه زباله های هسته ای دفن شوند.

*می گویند در صورتی که اثرات لامپ کم مصرف به انسان سرایت کند تأثیرات فراوانی بر روی جسم انسان خواهد داشت و تا چندین نسل آثار سوء آن باقی خواهد ماند.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 23:33  توسط  سردبیر سیامک چراغی  | 

چه کسی خدا را ساخت؟ چگونه این اقیانوس خدایان وارواح دشتها و جنگلها و آسمان به خدای انسانی آخرین ادیان بدل شد؟ [[خارج>> شما افسانه های قدیمی تبدیل خدایان به حیوانات و انسان را به یاد دارید. خیلی خوب ; اما حقیقت درست عکس آن است. خدای غلات و حیوانات به خدای نیمه انسان بدل شد. هنگامی که می شنویم زئوس به قو بدل گشت یا داستان ((آتن بوم چشم)) و ((هرای گاو چشم)) را میخوانیم حدس میزنیم که قبایل یونان تصور حیواناتی را که در عهد توتمیسم پرستش میکرده اند با خدایان نوین خود در آمیخته بودند. ویلیام ابوالهول (سفینکس) را به عنوان مثال خدایان دورهء انتقالی ذکر کرد. این خدایان نیمه حیوان بودند و نیمهء دیگر آنها به صورت زن یا مرد بود. ولی لازم نیست دور بروید. موزهء عالی خود شما پر است از مجسمه هایی که نیمشان حیوان و نیمشان انسان است و زمانی مورد تقدیس بوده اند.*انسان گاوسر (منطورس) و انسان اسب سر (قنطورس) و انسان ماهی دم و خدایان شاخدار دراز گوش بز پا  و انسان ماهی دم دیگر و خدایان دشت و جنگل همه جزئی هستند از انتقال خدایان حیوانی به خدایان انسانی. پرستش اجداد این تغییر را تکمیل کرد. <<خارج]].

 ظاهرا سر چشمهء پرستش اجداد از آمدن مردگان به خواب زندگان است. این امر در ابتدا تولید وحشت کرد ولی بعد به پرستش.../    < ادامه دارد ...

 

خارج : برگرفته از >Reinach, p. 81; Murray , op. cit., p. 37 

  مصداق این مثال در پرسپولیس گاو بالدار و... میباشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 5:46  توسط  سردبیر سیامک چراغی  | 

  هندي ها تصميم دارند تجارت گوشت موش صحرايي را به عنوان غذايي لذيذ گسترش دهند.

به گفته روزنامه ها، برخي مسوولان با استخدام شکارچي هاي فقيري که اين موش ها را صيد مي کنند، قصد دارند به خوردن گوشت اين حيوانات رونق بدهند.

ويجي پراکاش رئيس بخش رفاه اجتماعي مي گويد دولت در حال مذاکره با «موساهار»هاست (کساني که غذاي اصلي شان موش صحرايي است) تا آنها را متقاعد کند به جاي فروش گوشت اين موش ها در مغازه هاي دخمه مانندشان آنها را به تشکيلات اقتصادي - تجاري دولتي بفروشند؛ «دولت تصميم دارد موساهارها را براي تجارتي کردن فروش گوشت موش صحرايي در تمام مناطق استخدام کند. ما هم به آنها در پرورش موش کمک خواهيم کرد تا بتوانيم به هدف مان که افزايش مصرف گوشت لذيذ اين حيوانات است، برسيم.»

به اعتقاد پراکاش مذاکرات تا اينجا مثبت بوده و اين کار وضعيت اقتصادي - اجتماعي موساهارها را هم بهتر خواهد کرد. به گفته وي بيش از 3/2 ميليون موساهار در منطقه بيهار هند زندگي مي کنند که جزء فقيرترين شهروندان اين ناحيه محسوب مي شوند و تجارت موش صحرايي مي تواند منبع درآمد خوبي براي آنها باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 4:34  توسط  سردبیر سیامک چراغی 

رسم بر اینست که طغیان شهوت را به دورهء جوانی منتسب سازند ولی در حقیقت تا نیروئی در بدن هست شهوت نیز پای برجای است.تاخیر ازدواج شهر های ما را پر از مردان وزنانی کرده است که تنوع در تحریکات شهوانی را بروظایف پدری ومادری و خانه داری ترجیح میدهند.مشتریان باشگاههای شبانه(!؟!) غالبن از این دسته اند(ونیز روستا نشینان بزرگسال که برای تفریح و تعطیل به شهر می آیند).در این باشگاهها مردان ساده لوح سرمست از انواع مشروبات-دستخوش و بازیچهء شکارچیان ماهروی ـمیگردند و در عالم بی خبری این امر را نوعی عشقبازی می پندارند.عادت این دسته از مردم به سرعت ـطبقات دیگر را نیز فرا میگیرد وهرزگی رسم روز میشود و دیگر کسی نمیتواند مدعی شود که به زن خود ـوفادار است یا هشیاری را بر مستی برتری میدهد.روز-بازار طبقهء متوسط هرزه کار است نه جوانان خیالپرداز.      

چنانکه گفتیم منشاء تغییرات اخلاقی ماهمان تاخیر ازدواج در اجتماعات کنونی است اما اگر بخواهیم علل شخصی را نیزذکر کنیم پدران ومادران بیشتر از فرزندان در این باره گناهکارند.غرایز جوانان سالم است و زود می تواند تحت قید و بند در آید ولی پدران محتاط و مادران حسود برای زن دادن به فرزندشان نخست از در امد دامادشان می پرسند.خردمندی پدران در سنین متوسط درپول است-اینها هیجانهای مردهءخودرا فراموش می کنند ونمی دانند که قلب جوانان ممکن است دلایلی داشته باشد   که پیران از فهم آن ناتوان باشند.پس مخالف اخلاق در حقیقت نسل بزرگترکه بی آنکه خیر نوع و اجتماع را در نظر بگیرد به اوامر خردمندانه  بی اعتنا می مانند ودر حقیقت خود مشوق سالهای هرزه گردی و عیاشی می شود به خیال آنکه این سالها به ازدواج سالم و تولید نسل قوی کمک خواهد کرد. 

    هرزه گردی جوانان بدتر از سستی ازدواج بزرگسالان نیست.عللی که دادگاهها برای کاهش ازدواج ذکر می کنند کاملا سطحی است.آنها از اعراض - غفلت - مستی و اعتیاد و نظایر آن سخن می رانند گوئی این امور در زمانی که طلاق نادر بود اتفاق نمی افتاد.در زیر این عوامل سطحی- بیکاری- نفرت از بچه داری و میل و تنوع طلبی نهان است. میل به تنوع گر چه از همان آغاز بشر بوده است ولی امروز به سبب اصالت فرد در زندگانی نو و تعدد و محرکات جنسی در شهرها و تجاری شدن لذت جنسی ده برابر گشته است.در جامعه ای که امروز به میزان زیادی اخلاق رخت بسته و به جرم و جنایت از هر لحاظ به میزان زیادی  رسیده این آلوده کردن تمام قشرهاست و نه بی دینی.

فزونی طلاق بر ازدواج و رواج بی اخلاقی و طبعات آن که با نمود بیماریهای گوناگون جوامع مختلف(به خصوص ایران)را در بر گرفته نه فقط آمارگران بلکه تمام مردم را به وحشت انداخته است.>

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 5:32  توسط  سردبیر سیامک چراغی  |