تبليغاتX
Second ثانیه 2
سازمان منطق
کسی آمد که حرف عشق با ما زد

                                            دل ترسوی ما هم دل به دریا زد

در این دریای توفانی دل ما رفته مهمانی

                                             چه دوره ساحلش از دور پیدا نیست

یه عمری راه و در قدرت ما نیست

                                             باید پارو نزد وا داد باید دل رو به دریا داد

خودش میبردت هر جا دلش خواست

                                             به هر جا برد بدون ساحل همونجاست

به امیدی که ساحل داره این دریا

                                            به امیدی که آروم میشه تا فردا

به امیدی که این دریا فقط شاه ماهی داره

                                           به امیدی که نمیبینی شباشو بی ستاره

دل ما رفته مهمانی به یک دریای توفانی

                                           باید پارو نزد وا داد باید دل رو به دریاداد

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 2:49  توسط  سردبیر سیامک چراغی  | 

آدمخواری ، کانیبالیسم و انواع کانیبالیسم : 
 
از کشتن خدا تا خوردن آن نوعی پیشرفت طبیعی بود. زیرا وحشی میپندارد که با خوردن چیزی قدرت آن را نیز به دست می آورد. در آغاز مردم گوشت قربانی(انسانی که قربانی کرده بودند)را می خوردند و خون او را می آشامیدند.ولی پس از آنکه رقت پیدا کردند به جای قربانی زنده ، صورت او را از آرد درست کردند و آن را به جای خدا خوردند.در مکزیک قدیم از دانه ها و هسته ها و سبزیجات که با خون پسران قربانی شده برای همان مقصود خمیر می کردند ، صورت خدا را میساختند و آن را پس از روزه با تشریفاتی دینی بنام ((خدا خواران)) می خوردند.روحانیان اوراد جادوئی بر این صور (صورتهای خمیری ) می خواندند وآن را از خمیر به خدا بدل می کردند.

                       TinyPic image

این آداب به تدریج و به مرور زمان از وحشیت بیرون آمده به صورت متمدنانه درآمد.اشکال ( شکلها )، نخستین انعکاس جامعهءآدمخواری است و مبنی بر این اصل است که خدایان هم دارای ذوق و شم روءسای قبیله هستند.پش از آنکه آدمخواری از میان رفت در قربانیها حیوانات جای انسان را گرفتند و شاید این انتقال به صورت رمز در داستان ابراهیم و اسحاق* و قوچ مانده باشد.کاهن ابتدایی مانند خدایان گوشت را دوست می داشت و به زودی راهی پیدا کرد تا خوردنی ترین اعضای حیوان قربانی را برای خود نگاه دارد و برای خدا فقط امعاء و احشاء و استخوانها را که ظاهری آراسته با پیه و چربی دارند بگذارد.

                   TinyPic image

کانیبالیسم:

در واقع ملوانان و دریانوردانی که کریستف کلمب را همراهی میکردند ، در یک تلفظ اشتباه به جای مردمان کاریب آنها را کانیب گفته اند و ریشهء واژهء کانیبالیسم که به معنای آدمخواری یا عمومن همنوع خواری مورد استفاده قرار گرفته از همینجا است.یکی از نخستین مشاهدات و شواهدی که در مورد آدمخواری در نزد انسان(قرن ۱۸ به بعد) مربوط به سفرنامه و خاطرات کریستف کلمب- در سفرهای اولیه او به دنیای جدید است.او در سفرنامهء خود از مردمان جزایر واقع در دریای کارائیب صحبت کرده که چگونه در برخی از قبایل آدمخواری رواج داشته است. بنا بر یافته های تیم وایت که رئیس دانشکده باستان شناسی در دانشگاه برکلی در کالیفرنیا است - نخستین آثار کانیبالیسم از کاوشهای انجام شده در شمال اسپانیا به دست آمده و شواهد آن در استخوانهای یافته شده از انسانهایی که هشتصد هزار سال پیش تر حضور داشتند دیده شده است.

                                                 TinyPic image        

انواع کانیبالیسم:

در طول تاریخ چند نوع کانیبالیسم یا آدمخواری بسته به انگیزه و عامل محرک برای انجام این عمل وجود داشته است.در اغلب موارد تاریخی از آدمخواری به عنوان یک رفتار رسومی و بر گرفته از آداب و سنت قومی سخن به میان آمده است.یک نوع دیگر در هنگام نبردها میان قبایل رواج داشته و افراد متعلق به قبیلهء پیروز از تن مثله شدهء قبیلهء شکست خورده - می خوردند که در واقع این عمل جهت ابراز قدرت و ایجاد ترس و واهمه در دشمن صورت می گرفته است.یکی از قبایل سرخپوست در آمریکای شمالی بنام (( ایروکاوا )) حتی تا اوایل قرن نوزدهم از تن اجساد دشمنان خود که در نبرد کشته میشدند می خوردند و بدین وسیله رضایت خداوندگان جنگ را به دست می آوردند. یک نوع آدمخواری دیگر در واقع جهت عکس گونه ای که ذکر شد انجام میگرفت.یعنی اینکه در برخی قبایل مردم از تن عزیزترین و نزدیکترین عضو خانواده که جان خود را از دست داده بود می خوردند تا روح و سایر خصوصیات مثبت او همچون شجاعت و عقل و امثال آن را به خود تزریق کنند.اقوام آزتک از این نوع کانیبالیسم بسیار استفاده می کردند. جالب اینجاست که شواهد یافت شده توسط باستان شناسان نشان می دهد وجود آدمخواری تقریبا تمامی پهنهء کرهء زمین را در بر میگیرد.از آمریکای شمالی - مرکزی و جنوبی گرفته تا اروپا - خاور میانه - استرالیا و شرق آسیا که به وضوح پنج قاره جهان را در بر میگیرد.                              

                                               TinyPic image

آدمخواری در دنیای تازه و مدرن:

در روز سیزدهم اکتبر سال ۱۹۷۲ هواپیمایی که شامل بازیکنان تیم راگبی اروگوئه به همراه اعضای خانواده و دوستان آنها بود در حالی که برای انجام یک مسابقهء دوستانه با شیلی به آن کشور می رفت - در هنگام عبور از سلسله جبال مرتفع و عظیم آند دچار سانحه شد و در نقطه ای که ارتفاعی بیش از هفت هزار متر را نشان میداد با وضعیت بسیار نا متعادلی فرود آمد. از مجموع ۵۵نفر ۲۷ نفر در دم جان سپردند و بدین ترتیب تنها ۲۸نفر در مواجهه با برف وبوران در ارتفاع ۷هزارمتری  زنده ماندند.شرایط زندگی برای آنها بسیار اسفناک بود. به طوری که ۱۲ نفر دیگر از مسافران بر اثر جراحات وارده و نبود آذوقه جان سپردند.ودر آخر هم پس از آنکه آنها ۴۰ روز را در آن شرایط بسر برده بودند توسط رادیوی خود و در کمال نا امیدی شنیدند که به تجسس و جستجو برای یافتن آنه به دستور دولت خاتمه داده شد.بدین ترتیب وضع به گونه ای شد که برخی از آنها به منظور بقا و زنده ماندن پیشنهاد کردند تا از اجساد مردگان جهت تغذیه استفاده کنند.هوای سرد و یخبندان جسدها را به همان حالت اولیه و بدون فاسد شدن نگه داشته بود.و این تنها مادهء غذایی آنها در آن ارتفاع و یخبندان بود.پس از ۶۰ روز سرانجام ۳نفر از بازماندگان مصمم شدند تا از دامنهء کوه پایین بروند و پس از ۲ روز و در سومین روز ناگهان خود را با کشاورزی مواجه دیدند که در ارتفاع ۳۰۰۰ متری  دارای مزرعه و زمینی برای نگهداری لاما میباشد.و سر انجام آن شانزده نفر باقیمانده نجات یافتند. آنها پس از بازگشت به خانه های خود هم قسم شدند تا از جریان آدمخواری حتی یک کلام هم بیان نکنند.اما پس از چند هفته وجدان یکی از بازماندگان گریبان او را گرفت و سبب شد تا او در برابر حیرت جهانیان به آدمخواری گروه بازمانده ها اعتراف کند.در واقع این ماجرا ستون دیگری بر موارد کانیبالیسم افزود و آن برای بقا و زنده ماندن بود که شاید تنها موردی از این پدیده باشد که نسبت به آن نوعی تحمل و شکیبایی وجود دارد.

              TinyPic image

در حال حاضر تنها نقطه ای که کانیبالیسم در آن ادامه دارد - بخشی از جزایر فی جی واقع در اقیانوس هند و قاره اقیانوسیه است که به قدری دور افتاده بوده و راه دریایی برای رسیدن به این جزایر به قدری مشکل و توفان زده میباشد که هنوز هم پای مذاهب بدان باز نشده(قابل توجه است این مذهب بود که کانیبالیسم را به اضمحلال کشاند به خصوص مسیح و اسلام ـ در ضمن فراموش نشود  این مذهب بود که در ابتدا و در تاریخ بشریت این عمل را به عنوان راهی برای جلب رضای خدایان ساختگی کاهنان و ...ترویج می داد.)است. در فی جی یک گونه از کانیبالیسم هنوز هم رواج دارد و آن تنها اختصاص به خوردن اجساد مردگان توسط اعضای فامیل و خانواده فرد فوت شده و به منظور به دست آوردن جنبه های مثبت شخصیت او در خود دارد و به عنوان بخشی از مراسم تدفین انجام میگیرد. 

* مسلمانان اسماعیل را به جای اسحاق قبول دارند.

تذکر : هرگونه استفاده از این مطالب بدون ذکر منبع کاملن تحت پیگیری خواهد بود.

Sanyeh foundation / سایت ثـــانـــیه

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 5:41  توسط  سردبیر سیامک چراغی  | 

                                         بنگرید عکسهای تاریخی این فاجعه را...

تاریخ آسیای صغیر

لیدیه داراترین کشور منطقهٔ آسیای کوچک بود. پادشاه لیدی به منظور مقابله با کوروش با فرمانروای اسپارت که از مهم‌ترین شهرهای یونان بود، پیمان دوستی بست. کوروش به لیدیه حمله برد و پایتخت آن یعنی سارد را تصرف نمود. با فتح شهر سارد به عمر امپراتوری بزرگ لیدی پایان داده شد در قرن هفتم پیش از میلاد، یونانیان این سرزمین را به تصرف خود در آورده و با ایران همسایه شدند. آنها شهرهای مهمی از جمله بیزانس یا استانبول فعلی را بنیان نهادند.

امپراتوری روم در سال ۱۹۶ پس از میلاد براین سرزمین تسلط یافت. در سال ۳۹۵ میلادی با تجزیهٔ دولت روم به دو امپراتوری روم شرقی و امپراتوری روم غربی، سرزمینی که شامل ترکیه کنونی است قسمتی از روم شرقی یا بیزانس گردید. پایتخت این دولت شهر بیزانس بود. که در زمان کنستانتین امپراتور روم و با رسمیت یافتن مذهب مسیح تغیر نام یافت و به «کُنستانتینوپولیس» نامور شد. اما ترکان مهاجر که آرام آرام وارد شبه جزیرهٔ آناتولی شده بودند توانستند پس از دو قرن با قدرت تمام این سرزمین را از آن خود کنند تا سرانجام سپاهیان بایزید دوم در سال ۱۴۵۳ شهر مسیحی «کنستانتینوپولیس» را با نام الله و اسلام گشودند و به عمر روم شرقی پایان دادند.

ترکان مهاجر با آمیخته‌ای از فرهنگ ترکی و عربی -اسلامی به نابودی کانون‌های فرهنگی و کشتار مسحیان پرداختند. نخستین کار ترکان برداشتن نام کنستانتین و گذاشتن واژه اسلام به جای آن بود و نام پایتخت شد اسلامبول. (چون تازیان حرف پ ندارند به جای آن ب به کار می‌‌برند)

پادشاهان امپراتوری عثماتی همواره سیاست پان ترکیسم گره خورده با پان اسلامیسم را دنبال می‌‌کردند و تشکیل یک حکومت ترک بزرگ از غرب آناتولی تا دشت ترکستان چین که همه اقوام ترک زبان را شامل شود و تحت حمایت و رهبری ترکیه باشد را در سر می‌‌پروراندند. البته اینان خود را به غلط تورانی نامیده‌اند ولی در نظر بیشتر تاریخدانان تورانیان از نژاد ایرانیانند با همان نام و نشان.

اینان توانستند با جنگ و غارت و کشتار متصرفات خود را درشکل گسترده‌ای توسعه دهند. این متصرفات شامل کشورهای فعلی ترکیه، سوریه، عراق، اردن، لبنان، فلسطین، مصر، قسمت‌های کناره مدیترانه در افریقای شمالی، قسمت اعظم بالکان و دهها منطقه کوچک و بزرگ دیگر می‌‌شد.

 چرا پان ترکیسم به کشتار ارمنیان دست زد

به دو دلیل:

  • نخست دلیل جغرافیایی چرا که ارمنیان همچون دیواری آهنین میان ترکهای عثمانی و ترک زبانان قفقاز که هیچگونه پیوست نژادی با آنان ندارند و ترکان آن سوی دریای خزر بودند، قرار گرفته بودند.
  • دوم اینکه مسیحی بودند و باوجود فشار و تعقیب و تجاوز حاضر نمی‌شدند که دین خود را عوض کرده به اسلام بگروند، ازاین رو از میان برداشتن این سد و نابودی ملت ارمنی امری ضروری می‌‌نمود.

جنگ جهانی اول چنین فرصت مناسبی را به ترکان جوان داد، سرانجام در سال ۱۹۱۵ طی یک برنامه از پیش ریخته شده، نژادکشی ارمنیان را به مرحله اجرا درآوردند. برنامه‌ای که الگویی برای نازی‌ها در جنگ دوم جهانی شد. نابودی ملت ارمنی توسط دولت وقت ترکیه (ترکان جوان) به شکلی دقیق و محرمانه طرح ریزی و اجرا شد. در راس این طرح محمدطلعت پاشا وزیر کشور،اسماعیل انور پاشا وزیرجنگ و احمد جمال پاشا وزیر دریاداری ترکیه قرارداشتند و ازاعضای حزب اتحاد و ترقی بودند اینان برای پیشبرد هدف‌های خود به دولت آلمان وابسته شده بودند. دولت ترکیه برای اجرای این طرح کمیته‌ای سه نفره تشکیل داد که اعضای آن بهاالدین شاکری-شکری و دکتر ناظم بودند.این طرح در سال‌های ۱۹۲۳ - ۱۹۱۵ در ارمنستان غربی که تحت اشغال امپراتوری عثمانی بود، به اجرا در آمد و طی آن بیش ازیک و نیم میلیون از مردم بی‌دفاع ارمنی از زن و مرد و پیر و جوان قربانی شدند و حدود یک میلیون نفر دیگر در سراسر جهان پراکنده شدند.

بنا بر این طرح نخست کلیه مردان ارمنی از ۱۵ سال تا ۵۰ سال را که توان داشتند، به بهانه بردن به جبهه‌های نبرد به ارتش فرا خوانده شدند. در آنجا آنها را خلع سلاح کرده و به گردانهای بیگاری در پشت جبهه منتقل کردند. در ۲۴ آوریل ۱۹۱۵، حدود ۳۰۰ نفر از متفکران، نویسندگان، رهبران و سیاستمداران ارمنی در استانبول دستگیر و پس از انتقال به کشتارگاه‌ها بطرز فجیعی بقتل رسیدند. همچنین در همان روز حدود ۵۰۰۰ نفر از ارامنه بی دفاع را در استانبول به کشتارگاه فرستادند که این سرآغاز قتل عام دسته جمعی مردم بی دفاع ارمنی بود به ویژه مردانی که به‌عنوان سرباز در پشت جبهه به بیگاری کشیده  شده بودند.

ترکان سرمست از کشتار و بوی خون در ۲۷ ماه مه ۱۹۱۵ قانون تبعید ارمنیان به موصل و سوریه را منتشر کردند. ماموران دولت، باشندگان شهرها و روستاهای ارمنی نشین را مجبور به جایی کرده و به دروغ به آنها گفته می‌‌شد که چون در منطقه جنگی قرار دارند می‌بایست برای حفظ جانشان به جاهای امن‌تری منتقل شوند. به آنها حتی فرصت نمی‌دادند که غذا و لوازم ضروری را با خود بردارند. آنان گروه‌های ارمنی را که بیشتر شان زنان، کودکان و سالخوردگان بودند، به طرف صحرای مرکزی سوریه درمنطقه درالزور درنزدیکی شهر حلب راندند که تعداد زیادی از کودکان، پیرزنان و پیرمردان در مسیر راه در اثر گرما، گرسنگی و تشنگی طاقت نیاورده و مردند. از سوی دیگر برای اجرای کامل کشتار ارمنیان مردان را از زن و بچه یشان جدا کرده، بطرز فجیعی قصابی می‌‌کردند و زنان و دختران جوان را برای نیات جنسی با خود می‌‌بردند. آنهایی هم که از خود مقاومت نشان می‌‌دادند، بطور وحشیانه‌ای می‌‌کشتند.

 نسل‌کشی ارمنیان و دولت کنونی ترکیه

دولت ترکیه امروز وجود چنین کشتاری را منکر می‌‌شود ومدعی است که در کشمکش‌های داخلی و شورش ارمنیان علیه امپراتوری عثمانی نه تنها ارامنه کشته شدند بلکه ترک‌ها هم تلفات داشته‌اند که از هر دو گروه فقط ۳۰۰ هزار نفرکشته شده‌اند. شور بختانه در غارت و کشتار ارمنیان، کردها که هویت‌شان به عنوان کرد مورد پذیرش ترک‌ها نبوده و نیست و حتا آنها را به نام ترکان کوهستانی می‌‌نامند نقش عمده‌ای داشته اند.

 

 

عکس های مستند از نژادکشی ارامنه

در زیر شما شاهد عکس هایی واقعی از قتل عام ارامنه هستید. اکثر این عکس ها توسط یک افسر آلمانی بنام آرمین وگنر که در آن زمان در امپراطوری ترکیه عثمانی بسر می برد، گرفته شده است. او پیش قدم شد تا درباره گزارشاتی که پیرامون کشتار ارامنه منتشر می شد،  تحقیق کند. وی با سرپیچی از دستوراتی که برای سرکوب وخفه کردن اخبار قتل عام داده می شد، به جمع آوری اطلاعات درباره کشتارها همت گماشت و عکسهای فراوانی از کشتار ، کوچ اجباری ارامنه  و اردوگاههای مرگ در صحرای سوریه ، گرفت.

 امتیاز مطالب و عکسها متعلق به سایت ثانیه و اهدائی از Armenian Genocide  به سایت ثانیه میباشد.

+ نوشته شده در  شنبه نهم شهریور 1387ساعت 7:17  توسط  سردبیر سیامک چراغی  | 

 آزادی يا Liberty چيست؟

اين اصطلاح معادل واژه ليبرته Liberte در زبان فرانسه و ريشه لاتين آن Libertas است كه به مفهوم فقدان جبر و دوری از قيد و بند ميباشد.

آزادي، وضع، حال ورفتاري است كه درآن شرايط و روابط جبري وسنگيني قدرت محسوس نباشد وبازدارنده حركت ذاتي وطبيعي آدمي نشود.

واژه آزادي درفارسي ازريشه پهلوي (آزات) به معناي وارسته، نجيب وجوانمرد است.

از لحاظ اجتماعي، آزادي انواع مختلف دارد. آزادي سياسي، آزادي اقتصادي، آزادي فرهنگي و .... و نيز جنبه هاي متعدد دارد. آزادي بيان، آزادي نوشتار، آزادي كردار و ....

آزادي شامل آزادي انديشه وعقيده و امكان بروز آن در جامعه است و يكي از اركان دمكراسي بشمار ميرود.

آزادي مترادف هرج و مرج وعنان گسيختگي نيست. درآزادي متعالي و سازنده امر انتظام مستتر است. آزادي بدون انتظام دروني و بروني، نوعي هرج ومرج است كه با ذات و آثار آزادي مغايرت دارد.

آزادي هاي چهارگانه ( Four Freedoms)

درتاريخ معاصر آمريكا سابقه اين اصطلاح به ششم ژانويه 1941 ميرسد كه فرانكلين روزولت رئيس جمهور وقت آمريكا در آن روز طي نطقي خطاب به كنگره آمريكا اصول آن را بد ين شرح بيان داشت::

1 – آزادي گفتار و بيان
2 – آزادي از نيازمندی
3 – آزادي از ترس
4 – آزادي پرستش پروردگار

آزادي هاي فردي يا Individual Liberties

آزادي هاي فردي عبارت از حقوقي است كه توسط دولتها براي افراد شناخته و آن را تضمين نموده اند، نظير آزادي مطبوعات، انجمن، تجارت، دين ، اقامت و كسب و كار. معمولا اين حقوق در قوانين اساسي كشورها تضمين ميگردد.

واژه آزادی به خودی خود واژه بزرگی است و با عبارت‎هایی همچون آزادیهای اجتماعی و حقوق بشر آمیخته شده‌است. «آزادی» واژه‌ای تعریف شده‌است و دولت به عنوان نماینده مردم وظیفه حفظ و نگهداری «آزادی‎ها» را بر عهده دارد.

برخی از آزدای‎های شناخته شده در زیر می آيد:
آزادی مذهب
آزادی پوشش
آزادی اقتصادی
آزادی رای و انتخابات آزاد و دمکراتیک
آزادی‎های اجتماعی
آزادی جنسی (از جمله آزادی در عشق به همجنس)
آزادی سیاسی
آزادی آموزشی و حق ادامه تحصیلات
آزادی‎های قومی و ملیتی
آزادی‎های مدنی
آزادی ابراز عقیده
آزادی رسانه و مطبوعات
آزادی انتقاد کردن از قدرت
آزادی اعتراض کردن
آزادی مقاومت (از جمله در برابر اشغال نظامی، استعمار )


               

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 7:3  توسط  سردبیر سیامک چراغی  | 

                 

 به گفته مسئولان دولتی تالاب بختگان به کلی سوخت و تبديل به نمکزاری شد

اکنون باد نمک ها را بر منطقه های کشاورزی اطراف می برد و خطر نابودی کشت زارها نيز هست

کميته بين المللی نجات پاسارگاد از يک سال قبل از آبگيری سد سيوند اعلام کرد که: «به گفته کارشناسان همراه کميته اگر که سد سيوند آبگيری شود احتمال سوختن و خشک شدن درياچه بختگان قطعی است» اما مقامات کمترين توجهی نکردند. درياچه بختگان از رودخانه سيوند سيراب می شد. رودخانه ای که با آبگيری سد سيوند به جای رفتن به رود کر و ريختن آن به بختگان به سوی تنگه بلاغی سرازير شد تا علاوه بر ويرانی آثار باستانی و فرهنگی ما، بختگان را از آب محروم کند.

مسئولان هنوز حاضر نيستند اعتراف کنند که سد سيوند سبب خشکی اين درياچه مهم شده است. آن ها همچنان مدعی هستند که خشکسالی های سال های اخیر سبب خشک شدن درياچه شده است.علت خشک شدن کامل دریاچه بختگان، خشکسالی های اخیر اعلام شده است.

مسئولين می گويند ديگر کنترل تالاب بخنگان در دست آن ها نيست و آن ها حتی قادر نيستند که به حيات وحش درياچه دسترسی داشته باشند.

دریاچه بختگان، از مهمترين زیستگاه های پرندگانی بود که زمستان ها از روسیه و دشتهای سیبری به ایران مهاجرت می‌ کردند و اکنون علاوه بر نابودی تالاب بايد منتظر اثرات هراس انگيزی در حيات وحش و محيط زيست آن منطقه بود و به دنبال آن شيوع بيماری هايي که مردم را تهديد می کند.

از: شميم خبرنگار کميته نجات ـ ايران

www.savepasargad.com


هشدار شیرین عبادی نسبت به طرح سرکوب وبلاگ نویسان

به گزارش رادیو آلمان، شیرین عبادی رئیس کانون مدافعان حقوق بشر روز گذشته در گفتگو با تایمز مالی آلمان از طرح جدید دولت احمدی نژاد برای مقابله با وبلاگ‌نویسان صحبت کرد.

او هشدار داد که لایحه‌ای که در این رابطه به مجلس داده شده، می‌تواند هزینه های سنگینی برای مردم داشته باشد.

شیرین عبادی در گفت وگوئی دیگر با دویچه وله در باره لایحه‌ای که اخیرا به مجلس رفته و در آن مجازات اعدام برای وبلاگ نویسان تعیین شده است، گفت که ابهام در این قانون، آن‌را بسیار خطرناک می‌کند. از جمله اینکه در قانون به سایت‌های "مروج فساد" اشاره شده است.

خانم عبادی می‌پرسد، فساد یعنی چه؟ آیا یک انتقاد سیاسی از مسئولان فساد به شمار می‌آید؟ و یا نشان دادن یک زن بدون روسری می‌تواند از مصادیق فساد باشد؟

شیرین عبادی می‌گوید، کلمات مبهم و قابل تفسیر در قانون باعث می‌شود که سرنوشت مردم به مخاطره بیافتد. او تاکید می‌کند که اساسا قرار دادن بلاگ نویسان و قلم‌بدستان در کنار جنایتکاران و دزدان مسلح و همپا قرار دادن مجازات آن‌ها، که شامل اعدام هم می‌شود، امری است بسیار اشتباه و خطرناک!

وی معتقد است، نظایر این اشتباه در قوانین ایران بسیار دیده شده است. از جمله اینکه سن مسئولیت کیفری برای دختر ۹ و برای پسر ۱۵سال تعیین شده است. اکنون نیز، شاهد قانون خانواده هستیم که جز تزلزل خانواده پی‌آمد دیگری نخواهد داشت.

شیرین عبادی در مورد احتمال تصویب قانون نظارت بر سایت‌های اینترنتی، به همان شکلی که به مجلس ارائه شده است، گفت: یک فوریت این لایحه به تصویب رسیده و اگر به تصویب نهایی برسد، ‌‌آزادی بیان و وضعیت وبلاگ‌نویسان واقعا به خطر خواهد افتاد.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 7:40  توسط  سردبیر سیامک چراغی  |